توقع
قدیمیها میگن:
«اولین چیزی که یه نابینا با باز کردن چشمش میشکنه عصای راه رفتنشه.» تا حالا بهش فک نکرده بودم....وقتی به یکی تو سخت ترین شرایط کمکش کنی، وقتی مشکلش حل شه با دیدن تو یاد اون لحظه های سختش میفته و تو براش میشی یاداور همه ی زجر ها و سختی هایی که کشیده....اگه یه روز بعد کمک کردن به کسی شدی همون عصایی که تا بیناییه طرف برگشت گذاشتت کنار، زیاد ناراحت نشو و به دل نگیر، فک نکن طرف نمک نشناسه....همیشه سعی کن بدون توقع خاصی به بقیه کمک کنی و کنارشون باشی...این بهترین کار ممکنه....کلا توقع داشتن از بقیه آدمو نابود میکنه...