24

گاهي ميدونم كارم اشتباهه،ميدونم قراره زجر بكشم...ولي بازم اون كارو انجام ميدم....چرا؟ خودمم نميدونم....

23

بعضي وقتا ميگم اگه خدا از حال درون همه ي بنده هاش خبر داره، چجوري بعضي وقتا دست به سينه ميشينه فقط تماشا ميكنه؟ مگه ميشه، مگه داريم.....

22

هميشه پرحرف بود ولي اين دفعه كم حرف...ازينكه تو فكر فرو رفته بود و با غذاش ور ميرفت فهميدم ذهنش درگيره...سعي كردم بحثو عوض كنم و مجبورش كنم فكر نكنه....چون اگه فكر ميكرد و دلو به دريا ميزد همه چي خراب ميشد...چيپسشو ازش قاپيدم و خنديدم ، كافي نبود....بهش گفتم پول بستنيرو بايد بديا...همينجوري بحث پيش آوردم...فك كنم از چرت بودن حرفام فهميد نميخوام چيزي بشنوم....

وقت خداحافظي ديگه لبخند رو لبش نبود....

21

روابطی که از یه دوستیه طولانی مدت تبدیل میشن به یه چیز بیشترو خیلی دوس دارم...اینکه طرفو بشناسی و باش احساس راحتی داشته باشی خیلی خوبه...اینکه میدونی چی عصبیش میکنه و چی خوشحال....چیو دوس داره از چی بدش میاد...نقطه ضعف و قُوَتاش چیان....و حتی صمیمیت بینتون خیلی بیشتره...درک نمیکنم چجوری بعضیا با یه بلایند دِیت رابطه ارو شروع میکنن....جالبه....

20

ميگن اينكه هيچي از آينده نميدوني و سورپرايز ميشي زندگيرو جالب تر ميكنه...خدايا...ميشه من ديگه سورپرايز نشم؟؟